خرید بک لینک

بداهه

چشمانت همان باران است؛از جنس قطرات باران؛بر این کویر میباری؛قلبی که خشکسالی بر آن حاکم است؛بر کویر نیز باران میبارد؛کویر بارانی طبیعت؛اما طبیعت تو و من بسیار با آن متفاوت است؛وقتی بر قلبم بباری سبز میشوم؛اشک های شور چشمانت مرا سبز میکند؛ریشه بر روحم‌ میزند و از اعماق جانت مرا بلند میکند؛من و تو در تصورات جایی نداریم؛تو میباری و کویر من میروید.آری این است؛من کویرم؛کویر آب شده ی چشمانت.

بداهه

از مجموعه ی بداهه ها

اشکان.سح

برچسب: نویسنده: تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 15:08

سلطان مسعود کیمیایی

سلطان: ‌عین همیشه؛مثل همیشه؛یه جور درست و حسابی کلکم کنده شد.

مریم: مگه نگفتی فیلم بهم میدی؟ ده‌تا ده‌تا؟ میام ازت می‌گیرم.

سلطان: تا همین‌جا هم از قد ما بلندتر بود. یه‌جورایی، رقم ما یه جای دیگه است… خیلی خوب بود. کوتاه بود اما خیلی خوب بود.

پ.ن:فیلمی دوست داشتنی؛راست میگه؛کوتاه بود اما خیلی خوب بود!!!...

برچسب: نویسنده: تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 15:08

عاشقی در دنیای پیچیده و خسته کننده الان برام‌ عادیه... احساساتم‌ خشک نشده ولی خسته شده...خیلی، خسته، زندگی، دوست، باشم وقتی میبینی توی جهانی پر از دروغ و توهم زندگی میکنی حق داری اینجوری بشی...خیلی سخته خیلی شرایط و آدم ها بوی خاص خودشون رو خیلی انگار نمیدن خیلی فاصله گرفته ایم از اصل خودمون من همیشه عاشقانه و با قلبم زندگی کردم...عاشقانه به معنای با تمام وجود بودنه...از خودم ناراضی نیستم... حداقل حس اینه که احساس عذاب وجدان ندارم... همین...

برچسب: نویسنده: تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 15:30

صفحه بندی